نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

از غم گم کرده راهان فارغ است

هر که صائب شد به منزل ناپدید

شش جهت راه است ومنزل ناپدید

دشت هموارست ومحمل ناپدید

ز اشتیاق آب دریا ماهیان

خاک می لیسند وساحل ناپدید

برگ برگ این گلستان همچوگل

جمله تن گوشند وقایل ناپدید

شد ز خون بی دریغ کشتگان

خاک اطلس پوش وقاتل ناپدید

عاقلان چون عهد دیوانگان

جمله در بند وسلاسل ناپدید

در دل هر ذره آن خورشید هست

شد ترا آیینه در گل ناپدید

رست چون پرگار از سرگشتگی

هر که شد در نقطه دل ناپدید

می شمارند این گروه ساده لوح

خویش را صاحبدل ودل ناپدید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعاتی از جمله گمشدن در زندگی و دل‌تنگی پرداخته است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که کسانی که به حقیقت و درون خود دست یافته‌اند، از غم و پریشانی رها هستند. او به تضاد بین وجود و عدم، دیده‌ شدن و ناپدید شدن اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در جهانی پر از سرگشتگی، بسیاری از انسان‌ها در bondage و ناپایداری مانده‌اند. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که در هر ذره از این عالم، خورشید حقیقت نهفته است و هرکس که به عمق دل خود برود، قادر به دیدن آن خواهد بود.