نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۰۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از دم تیغ است آن موی کمر خونریزتر

هست از مژگان میان آن پسر خونریزتر

گرچه شور و شر بود کم فتنه خوابیده را

خواب او صد پرده باشد ازنظر خونریزتر

کشت از دزدیده دیدنها نگاهش عالمی

تیغ خوبان است در زیر سپر خونریزتر

رخنه در دلها نه تنها می کند مژگان تو

کز تو هرمویی بود از نیشتر خونریزتر

چون دهم آب از تماشای تو چشم تر،که هست

چین ابروی تو از موج خطر خونریزتر

می گشایم چون نظر بر عارض گلرنگ او

می شودهر مویم از مژگان تر خونریزتر

در خود آرایی مکن اوقات چون طاوس صرف

کزدم تیغ است حسن بال وپر خونریزتر

سفله چون شدمست، دربیداد طوفان می کند

می شود از آب، تیغ بدگهر خونریزتر

گرچه از زنگار می گرددبرش کم تیغ را

شد ز خط مژگان آن شیرین پسر خونریزتر

از کجی هر چند آرد تیر راآتش برون

خلق کج از تیغ گردد در سفرخونریزتر

صائب از هم پیشگان از تیغ افزون کن حذر

کزدم تیغ است رشک هم گهر خونریزتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر دل و جان عاشق می‌پردازد. شاعر به طور نمادین، مو، مژگان و ابروی معشوق را به تیغ‌هایی تشبیه می‌کند که می‌توانند زخم‌زننده و خطرناک باشند. حتی خواب معشوق نیز به شکلی پیچیده و خطرناک توصیف می‌شود. شاعر از خطرات عشق و جذبه آن سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که علیرغم زیبایی‌های معشوق، این زیبایی می‌تواند آسیب‌زا باشد. در نهایت، ابراز خطراتی که زیبایی معشوق به همراه دارد، نمادی از عشق غیرقابل کنترل و تب‌دار است.