نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه وحشت می کند ز آمیزش ما بیشتر

دردل سودایی مامی کند جا بیشتر

توسن سرکش چو میدان یافت طوفان می کند

شورش مجنون شد ازدامان صحرا بیشتر

آنچنان کز برگ ،بوی گل سبک پرواز شد

رازمارا پرده پوشی کرد رسوابیشتر

می شود سیل ضعیف از بند بی زنهارتر

ازخموشی راز من شد آشکارا بیشتر

دارد آتش زیر پا اشکم ز شوق دیدنش

در دل طفلان بود ذوق تماشابیشتر

حیرتی دارم که چون آهوی چشم گلرخان

دردل تنگ از رمیدن واکند جابیشتر؟

گر به این عنوان شود روی تو گلگل از شراب

می گشد طاوس از پر خجلت از پابیشتر

دور بر خود می کند صائب ره نزدیک را

می دود هرکس پی تحصیل دنیا بیشتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و هیجانات عمیق خود نسبت به عشق و زیبایی می‌پردازد. او از وحشت و درد دل ناشی از فراز و نشیب‌های عشق صحبت می‌کند و اینکه چطور این احساسات می‌توانند انسان را به تلاطم و شورش وا دارند. توصیفاتی مانند طوفان و آتش زیر پا نشان‌دهنده شدت این احساسات هستند. شاعر همچنین به ظرافت و زیبایی‌های عشق و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و در نهایت، تمایل انسان به جستجوی دنیا و تجربه‌های جدید را بررسی می‌کند. همه اینها نشان از تضادهای درونی و پیچیدگی‌های عشق دارد.