نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۰۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یارنو خط زنگ از دل می زداید بیشتر

برگ عیش از نوبهاران می فزاید بیشتر

مستی چشمش یکی صدگشت دردوران خط

دربهاران آب ازسر چشمه زاید بیشتر

درلباس لطف، دل را قهر افزون می گزد

تلخی بادام در شکر نماید بیشتر

لب گشودن رخنه در ناموس همت کردن است

ازکریمان بی طلب حاجت برآیدبیشتر

زخم خصم ناتوان است از قوی جانکاهتر

نیشتر از تیغ خون رامی گشاید بیشتر

آرزو را صبح بیداری بود موی سفید

حرص درایام پیری می فزایدبیشتر

گرچه لبهای شکر گفتار می چسبد به دل

دل ز من چشم سخنگو می رباید بیشتر

قسمت تن پروران از تنگدستی کاهش است

آسیا بی دانه چون گردید ساید بیشتر

می کند صائب زبان عیبجویان را دراز

کوته اندیشی که خود را می ستاید بیشتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربه‌های انسانی می‌پردازد. شاعر درباره زیبایی و تیرگی زندگی و عشق صحبت می‌کند. او به اینکه عشق و زیبایی می‌تواند شادی‌ها را افزایش دهد و در عین حال دردها و تلخی‌ها را نیز به همراه داشته باشد، اشاره می‌کند. نیز بر این نکته تأکید دارد که در زندگی، انتظار و آرزوها به ویژه در سنین بالا بیشتر می‌شوند و افراد به چالش‌های مختلفی برمی‌خورند. در نهایت، شاعر به نقد برخی رفتارهای اجتماعی و انسانی می‌پردازد و بر لزوم داشتن بصیرت و دوراندیشی تأکید می‌کند.