نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۲۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای ز رویت هر نگاهی را گلستان دگر

در دل هر ذره ای خورشید تابان دگر

وای بر من کز غرور حسن هر چین می شود

گوشه ابروی او را طاق نسیان دگر

بیقراری هرکه را پیچد بهم چون گردباد

می کند هر لحظه جولان در بیابان دگر

لامکانی شو که تبدیل مکان آب و گل

نقل کردن باشد از زندان به زندان دگر

صبر بر زخم زبانها کن که هر زخم زبان

کعبه دل را بود خار مغیلان دگر

از جگر خوردن نمی دارند سیری، گر شود

اشک ریزان ترا هرقطره دندان دگر

عالمی چون سیر چشمی نیست در ملک وجود

هست هر موری درین وادی سلیمان دگر

از سر خوان فلک برخیز کاین باریک بین

می شمارد لب گزیدن را لب نان دگر

نیست در بیداری من صرفه ای، صائب که هست

نسخه تعبیر من خواب پریشان دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری چهره محبوب اشاره دارد که به هر نگاهی طراوت و تازگی می‌بخشد. شاعر از احساسات درونی خود درباره‌ محبت و زیبایی می‌نویسد و به تأثیرات عمیق آن بر روح و دلش اشاره می‌کند. او از بی‌قراری و تلاطم درونی خود ناشی از عشق حرف می‌زند و به چالش‌های صبر و تحمل در برابر زخم زبان‌ها اشاره می‌کند. همچنین به جایگاه عالم و وجود می‌پردازد و از فراروی از درد و رنج به سعادت می‌گوید. شعر به طور کلی بیانگر عشق، زیبایی و تجربه‌های روحی انسان است.