نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۳۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سود ندهد عامل بیدادگر را کارخیر

شاهد ظلم است ازاهل عمل آثار خیر

کوته اندیشی که خیر ازمال مردم می کند

دست و دامان تهی برگردداز بازارخیر

پایه ظلم وستم راعامل بیدادگر

می دهد براهل بینش عرض از آثار خیر

روزی مرغان شود تخمی که زیر خاک نیست

پیش مردم از تنگ ظرفی مکن اظهار خیر

صرف کن درخیر نقد زندگانی را که نیست

در شبستان عدم شمعی به جز انوار خیر

نور از آیینه میبارد سکندر را به خاک

بی گهر هرگز نگردد ابر گوهر بار خیر

نام جم ازجام در دورست تا افلاک هست

ماندگی هرگز ندارد گردش پرگارخیر

صحبت نیکان بود مشاطه بدگوهران

رتبه تمکین بود تعجیل رادر کارخیر

تامی لعل شفق در شیشه افلاک هست

صائب از گردش نیفتد ساغرسرشارخیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نکوهش اعمال نادرست و کوتاه‌نگری می‌پردازد که در تلاش برای انجام کارهای خیر از مال مردم استفاده می‌کنند. شاعر بیان می‌کند که اساس ظلم و ستم همواره بر روی اعمال نادرست است و کسی که از مال دیگران برای کار خیر استفاده کند در واقع به خود تسلط دارد و از بازار خیر دور می‌شود. همچنین تأکید می‌شود که خیر واقعی با خلوص نیت و بدون از دست دادن اصول اخلاقی به دست می‌آید و در نهایت، تنها کارهای نیک و خالصانه از ارزش و ماندگاری برخوردارند. شاعر در اینجا بروز و ظهور نور خیر را به شکل زیبایی توصیف می‌کند و به اهمیت همراهی با نیکان و دوری از بدگوهران اشاره می‌کند.