نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۳۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر کند مادر زخشکی بخل دراعطای شیر

اشگ طفلان را ید بیضاست دراجرای شیر

ساغرلب تشنه آرد خون مینا را بجوش

جذب کودک رادم عیسی است دراحیای شیر

کهربا بال وپر پروازگرددکاه را

مهر مادر می کنداطفال را جویای شیر

میرساند رزق هرکس را بقدرظرف،حق

هست در خورد دهان کودکان مجرای شیر

آنکه تعلیم مکیدن می دهد اطفال را

می دهد خون سیه را کسوت بیضای شیر

روزی که ما بی زبانان بی طلب خواهد رساند

آنکه پیش از طفل در پستان کند انشای شیر

ترک عادت بر سبک مغزان بود ناخوشگوار

پیش طفلان نعمت الوان نگیرد جای شیر

روی ممسک تلخ از آن باشد که پستان سیاه

از سراطفال بیرون می برد سودای شیر

شکوه باشد حاصل نیکی به کافرنعمتان

در دل مادر کند خون طفل بدخو جای شیر

چشم زاهد از لقای دوست باشد بر بهشت

کی توان بردن ز طبع طفل استسقای شیر

کفر نعمت می کند رزق هلال خود حرام

می خورد خون طفل از پستان گزیدن جای شیر

حرص پیران از سفیدی های مو گردد زیاد

برنیارد ازوجود این زهر رادریای شیر

حرص زر نتوان جدا کرد از کهنسالان به تیغ

آب نتواند سفیدی را برداز سیمای شیر

از سفیدی های مو شدتنگ صائب خلق من

خشک مغزی های من افزود ازین دریای شیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف محبت و اهمیت شیر مادر در رشد و تغذیه کودکان می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویری زیبا نشان می‌دهد که چگونه محبت مادر و شیر او می‌تواند زندگی و سلامتی کودک را تضمین کند. شعر به تضاد بین عشق و حرص می‌پردازد و به تأثیر منفی خساست و بخل بر روی روابط انسانی اشاره می‌کند. به طور کلی، این اثر نقدی است بر کم‌لطفی‌ها و بی‌مهری‌هایی که ممکن است بر روی کودکان تأثیر بگذارد.