نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۱۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیکان یار را به دل و جان نگاه دار

تاممکن است عزت مهمان نگاه دار

عینک به چشم هر که نهد شیشه دل شود

ای شوخ چشم،عزت پیران نگاه دار

رم می کند غزال من از نوشخند گل

ای غنچه دست خود ز گریبان نگاه دار

در هر گذر سبیل مکن آبروی خویش

ای خضر پاس چشمه حیوان نگاه دار

ای خط مبر طراوت آن روی را تمام

یک قطره بهر سیب زنخدان نگاه دار

ای سینه صرف صبح مکن آه را تمام

مدی برای شام غریبان نگاه دار

صائب مده به دست هوا اختیار دل

این کشتی شکسته ز طوفان نگاه دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از زیبایی‌ها و ارزش‌های انسانی و اجتماعی می‌پردازد. شاعر از دل و جان خود به مهمان و عزیزانش احترام می‌گذارد و از آنها می‌خواهد که عزت و مقام خود را حفظ کنند. او همچنین به زیبایی و محبوبیت می‌خشد و بر اهمیت حفظ و مراقبت از روابط و احساسات تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر از خداوند می‌خواهد تا در سختی‌ها و طوفان‌های زندگی، حافظ دل و احساسات او باشد. این شعر به نوعی دعوت به حفظ حرمت‌ها و زیبایی‌های انسانی در زندگی است.