غزل شمارهٔ ۴۷۲۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر
از روز عاشقان شب زلفت سیاه تر
از خط سبز اگر چه شد حسن مهربان
حسن توشد ز سبزه خط دلسیاه تر
سیر غزال اگر چه مقید به راه نیست
از چشم وحشی توبود سر به راه تر
دربارگاه رحمت و دیوان عفو تو
لرزانترست هرکه بود بیگناه تر
در یوزه نگه کنی از دیده های دام
آهو ندیده ام ز تو عاشق نگاه تر
هر چند روزگار ستمکار و کینه جوست
چشم ستمگر تو بود کینه خواه تر
صائب دل شکسته من در بساط خاک
از مرغ پر شکسته بود بی پناه تر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در ستایش زیبایی و جذابیت معشوق سروده شده است. شاعر به توصیف ویژگیهای چشم و زلف معشوق میپردازد و آنها را از زیباییهای طبیعی مانند غزال و سبزه سبزتر و دلنشینتر میداند. همچنین، شاعر به تعبیراتی درباره بیگناهی و عشق پرداخته و نشان میدهد که در مقابل زیبایی معشوق، هرچند ظلم و کینهای در دنیا وجود دارد، اما عشق واقعی و نگاه عاشقانه او همیشه برتری دارد. در نهایت، شاعر خود را در وضعیت آسیبپذیری و دلشکستگی توصیف میکند و از آن میگوید که حتی در سختیها نیز عشق او را تسلی میدهد.