نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای زلف و خط و خال تو از هم کشنده تر

مژگان ز چشم و چشم زابرو زننده تر

ابرویی از کمان قضا راست خانه تر

مژگانی از خدنگ حوادث رسنده تر

مجنون که بود قافله سالار وحشیان

هرگز نداشت ا زتو غزالی رمنده تر

مپسند ناامید مرا از شمیم خویش

ای بوی نافه تو زآهو دونده تر

در وادیی که عشق مرا جلوه می دهد

خارش بود ز پنجه شیران درنده تر

در باغ روزگار ندیده است هیچ کس

یک شاخ میوه دار ز من سر فکنده تر

صائب چرا شکایت دزدان کند کسی ؟

جایی که هست شحنه زدزدان برنده تر!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی‌های محبوبش اشاره می‌کند و آن‌ها را با چیزهای مختلف مقایسه می‌کند. زلف و خط و خال محبوب از هر چیزی کشنده‌تر و مژگان و چشم او از زیبایی‌های دیگر بیشتر جلب توجه می‌کنند. ابرویش به کمان و مژگانش به تیر اشاره شده و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی او در دل عاشقان اثر می‌گذارد. شاعر همچنین از ناامیدی خود در برابر عشق می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در دنیای واقعی عشق و زیبایی بومی ناامیدکننده‌اند و هیچ کسی نمی‌تواند شکایت کند از دزدان که در این دنیا، زیبایی واقعی را می‌دزدند.