نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز

خوشحالیی از غیب به من می رسد امروز

این شادی ازاندازه پیغام فزون است

بوسی ز لب یار به من می رسد امروز

مغز دو جهان راکند از عطسه پریشان

این نافه که ازناف ختن می سد امروز

ز آغوش وداعی که گل و لاله گشوده است

پیداست که گلچین به چمن می رسد امروز

حمام زنانه است جهان از سخن پوچ

گوش که به فریاد سخن می رسد امروز؟

جز زلف دراز تو که ترخان خدایی است

دست که به آن سیب ذقن می رسد امروز؟

دخلی است که بسیار ز خرج است گرانتر

چیزی که به ارباب سخن می رسد امروز

صائب نرود جز سخن حق به زبانم

پیمانه منصور به من می رسد امروز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساس خوشحالی و شادمانی اشاره می‌کند که امروز به او دست می‌دهد. این شادی ناشی از پیام دل‌انگیزی است که از محبوبش به او رسیده است. او با توصیفاتی همچون "بوسه از لب یار" و "عطر نافه" به زیبایی و طراوت عشق اشاره می‌کند. شاعر به نوعی دیگر دنیا را نیز در حالتی پوچ و بی‌معنا توصیف می‌کند و تأکید دارد که تنها سخن حقی که به زبانش جاری می‌شود، ارزشمند است. در کل، این شعر به ابراز احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های عشق و زندگی می‌پردازد.