نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۲۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بس

هست اگر دارالامانی صحبت حال است و بس

داوری بیهوشی حیرت جهان را برده است

نه همین سوسن درین بستانسرا لال است و بس

می رسند از عاجزی اینجا به منزل رهروان

بی پروبالی درین وادی پروبال است و بس

موج در هرجنبش از حالی به حالی می رود

بحر لنگردار یکتایی به یک حال است و بس

همچو مجنون هیچ کس از رفتن ما داغ نیست

چشم آهو در قفای ما به دنیا است و بس

نه همین سرگشته دارد خاکیان را دانه اش

مرکز افلاک هم آن نقطه خال است و بس

قصر دولت پایدار از دست ارباب دعاست

پشتبان طاق کسری کلبه زال است و بس

از خط و خال تو صائب معنی فهمیده است

ورنه دام اهل معنی نه خط و خال است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفسیر و بررسی عمیق معانی و مفاهیم زندگی و وجود انسان پرداخته است. شاعر با بیانی کنایه‌آمیز از ابهام در دنیای مادی و بی‌دوام بودن آن سخن می‌گوید. او به دوگانگی میان ظاهر و باطن اشاره دارد و تأکید می‌کند که آنچه به نظر می‌رسد تنها ظاهر است و حقیقت عمیق‌تری در پس آن نهفته است. در این بیت‌ها موضوعاتی مانند بی‌ثباتی دنیا، ناکامی در درک حقیقت و تأکید بر معانی عمیق‌تر زندگی مطرح شده است. شاعر با استفاده از تصاویر سمبلیک، به مخاطب القا می‌کند که دنیای مادی و ظاهری، تنها نمایی سطحی از واقعیت است و برای درک واقعی زندگی نیاز به بینش عمیق‌تری دارد. به‌طور کلی، شعر به جستجوی معنا و حقیقت در زندگی اشاره دارد و هشدار می‌دهد که نباید به ظواهر فریبنده بسنده کرد.