نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۴۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس

گوشه چشم تو از ملک جهان مارا بس

هوس بوس نداریم وتمنای کنار

جلوه خشکی ازان سرو روان مارا بس

ماکه باشیم که زخم تو شود قسمت ما؟

دیدن تیر درآغوش کمان مارا بس

می توان دفتری از نیم سخن انشا کرد

حرف رنگینی ازان غنچه دهان مارا بس

خضر در چشمه حیوان ز سیاهی ره برد

خال و خط رهبر آن کنج دهان ما را بس

ساغر می بدل چشمه کوثر داریم

روی ساقی عوض باغ جنان مارا بس

واصل بحر شود خاک ز همراهی سیل

مرکب تن می چون آب روان مارا بس

صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت

این اشارت ز جهان گذران ما را بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت چشمان معشوق و نقش آن در زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند. او از احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق سخن می‌گوید، بدون اینکه بخواهد به چیزهای مادی و ظاهری بی‌اهمیت بپردازد. شاعر از قدرت کلام و احساسات عاشقانه‌ای صحبت می‌کند که به سادگی یک بوسه یا نزدیکی نمی‌انجامد و عشق را فراتر از این لذت‌های زودگذر می‌داند. همچنین، به بازتابی از غم و زیبایی در آثار حافظ نیز اشاره می‌شود و در نهایت، شاعر به‌دست‌ آوردن عمق و معنا در زندگی و عشق تأکید می‌کند.