نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۷۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش

تخته کز دریا ترابیرون برد رنگین مباش

چون سبکروحان لباس از اطلس افلاک کن

همچو صوفی زیر بار خرقه پشمین مباش

راهرو را بستر و بالین بود خواب گران

چون تن آسانان به فکر بستر و بالین مباش

رنگ بیرنگی زآسیب شکستن ایمن است

چون پرطاوس، فرد دفتر تلوین مباش

علم یکتایی حق بر نمی دارد دویی

نیستی گر اهل شرک ای بی بصر خود بین مباش

تا چو شکر نی به ناخن نشکند دوران ترا

صبر کن برتلخکامی، یکقلم شیرین مباش

نیستی صائب حریف چشم شور روزگار

گر نگردد بر مرادت آسمان غمگین مباش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ما یادآوری می‌کند که در زندگی نباید به ظواهر و تزئینات بیهوده اهمیت بدهیم. هنگام برخورد با چالش‌ها، بهتر است مانند روح‌های سبک و آزاد باشیم و به لباس‌های گران‌قیمت و ظاهرسازی‌های خالی نپردازیم. همچنین، باید برتر از راحت‌طلبی و آسایش‌های موقتی باشیم و به دنبال کمال و حقایق واقعی زندگی برویم. در نهایت، نباید در برابر دشواری‌ها ناامید شویم و بر صبر و شکرگزاری تأکید می‌شود زیرا زندگی با تلخی و شیرینی همراه است.