نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۶۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رگ لعل است ازدلهای خونین قد دلجویش

زجانهای پریشان رشته جان است هرمویش

قبای اطلس افلاک شد پیراهن یوسف

زبس پیچید درمغز پریشان جهان بویش

ز هر زخم نمایان مشرق خورشید می گردد

شهیدی (را) که باشد شمع بالین پرتو رویش

سجود آسمانها حلقه بیرون درباشد

چه باشد سجده من در حضور طاق ابرویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذبه دلجویانه یک فرد می‌پردازد. شاعر از خون دلها و احوال پریشان عاشقان سخن می‌گوید که به خاطر محبت این شخص هستند. او به زیبایی و شکوه این شخصیت اشاره کرده و آن را به یوسف و لباس‌های اطلس تشبیه می‌کند. همچنین بیان می‌کند که زخم‌های عاشقان نمایانگر نور خورشید هستند و این فرد چون شمعی در کنار شهیدان درخشش دارد. در پایان، شاعر به سجده آسمان‌ها در مقابل ابروی او اشاره می‌کند و می‌گوید که سجده‌اش در برابر آن زیبایی چه ارزشی دارد.