نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۸۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کم نگردید ز خط خوبی روز افزونش

سبز درسبز شد از خط رخ گندم گونش

گفتم از خط لب او ترک کند خونخواری

تشنه تر گشت ازین سبزه لب میگونش

داشتم از خطش امید خط آزادی

سرخط مشق جنون گشت خط شبگونش

هیچ مضمون خط یار ندانستم چیست

حسن خط کرد مرابی خبر از مضمونش

سرو چون سبزه خوابیده کشد خط به زمین

درریاضی که کند جلوه قد موزونش

برده از کار مرا لیلی آهوچشمی

که روانی برد ازریگ روان هامونش

می چکد زهر ز تیغ نگه او صائب

تا نهان شد به خط سبز رخ گلگونش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت خط و قلم محبوبش اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویری شاعرانه، زیبایی خط یار را با زیبایی طبیعت و رنگ‌ها مقایسه کرده و از تأثیر آن بر خود می‌گوید. همچنین به احساسات مختلفی چون عشق و اشتیاق اشاره دارد و به تأثیر عمیق چهره و نگاه محبوبش بر وجودش پرداخته است. در نهایت، شاعر به حالتی از ناامیدی و درد ناشی از عشق اشاره می‌کند که از زیبایی‌های یار ناشی می‌شود.