نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۳۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فارغ ز دار و گیر جهان خراب باش

مردانه ترک کام بگو،کامیاب باش

این شعله های عاریتی نیست پایدار

چون لاله زآتش جگر خود کباب باش

خود را چو آفتاب نکردی به نور عشق

باری چو سایه در قدم آفتاب باش

قدر تو کم چرا بود از قدر دیگران؟

از خود زیاده از همه کس در حجاب باش

چشمت اگر به دولت بیدار می پرد

ازشورش درون، نمک چشم خواب باش

خواهی که بی حساب به جنت ترا برند

صائب نفس شمرده زن و خود حساب باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انسان توصیه می‌کند که از وابستگی‌های دنیوی و نگرانی‌ها رها شود و با شهامت به دنبال موفقیت باشد. شعله‌های زندگی موقتی هستند و باید با عشق و شور زندگی کرد. انسان باید به ارزش خود پی ببرد و از خود بی‌نظارتی نکند. اگر هدفی دارد، باید از درون خود بیدار و هشیار باشد. در نهایت، برای دستیابی به سعادت ابدی، باید به کنترل نفس و حسابگری در زندگی توجه کند.