نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۳۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گوهر فروز دیده بیدار خویش باش

برق فنای خرمن پندار خویش باش

پا از گلیم مرتبه خود مکن دراز

چون نقطه پاشکسته پرگار خویش باش

ارباب کام،تشنه لغزیدن تواند

ای سرو خوش خرام خبردار خویش باش

گلزار حسن شبنم خلق است تازه روی

از حسن خلق، شبنم گلزار خویش باش

درمانده اند خلق به درمان درد خود

رحمی به حال خودکن و غمخوار خویش باش

پیچیده ای به طول امل از سر غرور

در فکر باز کردن زنار خویش باش

یک بوسه نذر صائب بیمار کرده ای

تنگ است وقت،بر سر گفتار خویش باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت خودآگاهی و مراقبت از خود اشاره دارد. شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که بر افکار و خیالات خود مسلط باشد و از دراز کردن قدم‌ها فراتر از ظرفیت خود پرهیز کند. همچنین یادآور می‌شود که در دنیای پرغوغای انسان‌ها، باید به خود و دردهای دیگران رحم کرد و در پی حل مشکلات بود. شاعر همچنان بر خودکفایی و دوری از غرور تأکید می‌کند و در نهایت به ارزش گفتار درست و وقت‌شناسی در ارتباطات اجتماعی اشاره می‌کند.