نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۹۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آزرده است گوشه نشین از وداع خلق

غافل که اتصال حق است انقطاع خلق

در اختلاط خلق ضررهاست، زینهار

بگذر ز خلق و صحبت بی انتفاع خلق

جانسوزتر ز مرگ طبیعی است فوت وقت

کاین انقطاع حق بود آن انقطاع خلق

بر اجتماع خلق مکن تکیه کز غرور

گوساله را خدای کند اجتماع خلق

صائب به یاد حق ز جهان صلح کرده ایم

فارغ نشسته ایم ز صلح و نزاع خلق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از فردی می‌گوید که به خاطر جدایی از مردم، افسرده و گوشه‌نشین شده است، در حالی که فراموش کرده اتصال به حقیقت (خدا) از جدایی مردم مهم‌تر است. او هشدار می‌دهد که اختلاط با مردم می‌تواند ضرر داشته باشد و باید از سخن گفتن با آن‌ها که هیچ فایده‌ای ندارد، پرهیز کرد. او همچنین تاکید می‌کند که از دست دادن زمان، بدتر از مرگ طبیعی است و این جدایی از حقیقت، همان جدایی از مردم است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که نباید به اجتماع مردم تکیه کرد، زیرا ممکن است انسان را به غرور بکشاند. او خود را در یاد خدا و دور از درگیری‌های دنیایی می‌بیند.