نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۰۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نو خطان را بر سر نازآورد نظاره ام

زنگ از آیینه دل می برد نظاره ام

زخم من در آرزوی مشک می غلطد به خون

بهر نو خطان گریبان می درد نظاره ام

همچو آهویی که غلطد در میان سبزه زار

آنچنان در سبزه خط می چرد نظاره ام

چون زمین ساده ای کز بهر حاصل پرورند

ساده رویان را پی خط پرورد نظاره ام

حسن ظالم قدردان از گوشمال خط شود

یار نوخط را به صد جان می خرد نظاره ام

غنچه را گل می کند آه سبک جولان من

پرده بیگانگی را می درد نظاره ام

آن لب میگون به نقل و می تلافی می کند

هر قدر از چشم او خون می خورد نظاره ام

وحشیان را رام می سازد به خود مجنون من

حسن را از راه بیرون می برد نظاره ام

آنچنان کز حسن یوسف بود رزق مصریان

روزی از دیدار خوبان می خورد نظاره ام

چشم من صائب به روی نوخطان واکرده اند

ماه را کی در نظر می آورد نظاره ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذبه‌ی جوانان و نو خطان (افراد جوان و زیبا) می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عاطفی و عاشقانه‌اش را بیان می‌کند. او به آرزوها و دردهایش که ناشی از عشق است اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی آن‌ها به او انگیزه و احساسات عمیق می‌دهد. همچنین، شاعر تصاویری از طبیعت و ارتباط عشق با دنیای اطرافش را به کار می‌برد و به تأثیرات شگرف عشق و دیدار معشوق می‌پردازد. به طور کلی، شعر در وصف زیبایی، عشق و تأثیر آن‌ها بر روح و روان شاعر است.