نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نیم غمگین چو سرو از بی بریها شادیی دارم

ندارم هیچ اگر در کف خط آزادیی دارم

به من کی می رسد با پای چو بین زاهد خود بین

که من چون جذبه دریای رحمت هادیی دارم

میفکن ای فلک در جنگ با من تخم سست خود

که از دل در بغل من بیضه فولادیی دارم

بر اوراق جهان از خط باطل چون جوانمردان

به اقبال سبکدستی خط آزادیی دارم

سبک از خود برون آیند چون آه از دل عاشق

اگر دانند بیدردان که من چون وادیی دارم

ز بیم آتش سوزان دلم چون بید می لرزد

دو روزی همچو گل در بوستان گر شادیی دارم

چرا چون سرو از بیم خزان بر خویشتن لرزم

که از بی حاصلی در کف خط آزادیی دارم

مکن صائب ملامت گر ندارم خواب در شبها

به ابکار معانی در نظر دامادیی دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به احساساتی نظیر غم و شادی اشاره می‌کند. او گرچه دلش غمگین است، اما شادی خاصی از آزادی دارد. به خود می‌بالد که از دریای رحمت و هدایت برخوردار است و بر این باور است که در دلش قدرت و استقامت وجود دارد. او به چالش با مشکلات زندگی می‌پردازد و از دریافت ملامت‌ها ابراز نگران نیست. شاعر می‌گوید که حتی اگر در جهانی پر از بی‌توجهی و بی‌حاصلی زندگی کند، همچنان امید و آزادی را در نظر دارد. در نهایت او به صورتی عاشقانه و عاطفی از لرزش دلش به خاطر مشکلات یاد می‌کند و بر این اساس به زندگی و عشق می‌نگرد.