نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۴۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم

تا جبین هوس خود به زمین می مالم

با لب تازه خطش چند سیاهی بزند

چهره آب خضر را به زمین می مالم

روی بر پای تو می مالم و می مالم چشم

کاین منم بر کف پای تو جبین می مالم

منم آن جور وطن دیده که از ذوق سفر

رو به دیوار و در خانه زین می مالم

بال بر هم زدنم در قفس از شادی نیست

دست بردست ز افسوس چنین می مالم

روزگاری است که مشاطه فکرم صائب

رنگ بر چهره معنی نمکین می مالم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با بیان احساسات عمیق و اندوه خود، به توصیف رابطه‌اش با معشوق می‌پردازد. او به گوش معشوق ناله‌های حزن‌آلودش را می‌مالد و از آرزوهایش سخن می‌گوید. شاعر از چهره معشوق و تأثیر آن بر خودش حرف می‌زند و ابراز می‌کند که چقدر تحت تأثیر اوست. او احساس می‌کند که در قفس است و از شادی بی‌بهره، بلکه به افسوس و اندوه گرفتار شده است. در نهایت، او به نقش افکار و ویژگی‌های ذهنی‌اش اشاره می‌کند که در دنیای معنایی خود تأثیری عمیق دارند.