نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۱۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اول سری به رخنه دیوار می کشم

دیگر به آشیانه خود خار می کشم

سوزن تمام چشم شد از انتظار و من

با ناخن شکسته ز پا خار می کشم

چون زاهدان به مهره گل دل نبسته ام

از سبحه بیش غیرت ز نار می کشم

امسال خنده ام نه چو گل از ته دل است

خمیازه بر شکفتگی پار می کشم

از خار خار تیغ به تن پوست می درد

از خون فزون ز نیشتر آزار می کشم

دارم به هر دو دست دل نازک ترا

از موم گرد آینه دیوار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

در حلقه جنون به چه رو سر درآورم؟

داغم به فرق و منت دستار می کشم

با شانه دست کرده یکی در شکست من

دست از میان طره طرار می کشم

آیینه ام، به جامه خاکستری خوشم

از بخت سبز زحمت زنگار می کشم

صائب ز کوچه گردی زلف آمدم به تنگ

خود را به گوشه دهن یار می کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از درد و رنج شاعر است که در دو بُعد عاطفی و روحی احساسات عمیقش را بیان می‌کند. او با تصاویری از خار و تیغ، انتظار و ناامیدی را به تصویر می‌کشد و به تلاش خود برای ارتباط و ابراز عشق اشاره می‌کند. موضوعاتی چون زهد، عشق و دردی ناشی از جدایی نیز در شعر وجود دارد. شاعر به احساس انزوا و جنون اشاره می‌کند و تلاش می‌کند تا با بیان احساساتش، از رنج‌اش بکاهد. در نهایت، او خود را درگیر دلتنگی و عشق می‌بیند و به دنبال راهی برای ابراز این احساسات است.