نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۵۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما خیر باد لذت پرواز کرده ایم

تعویذ بال چنگل شهباز کرده ایم

گردون حریف ما به تغافل نمی شود

خونها به صبر در جگر ناز کرده ایم

صیاد بی مروت ما را خبر کنید

کز دام مدتی است که پرواز کرده ایم

گل را به رو اگر نشناسیم عیب نیست

ما چشم در حریم قفس باز کرده ایم

سوزی نداشت شعله آواز بلبلان

ما ناله را به طرز دگر ساز کرده ایم

صائب چو حال مردم عاقل شنیده ایم

شکر جنون خانه برانداز کرده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تجربه‌های عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از لذت پرواز و آزادی صحبت کرده و به نوعی فرار از قفس و محدودیت‌ها اشاره می‌کند. او از درد و رنج‌هایی که تحمل کرده، به صبر و تحمل اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در سختی‌ها نیز می‌تواند زیبایی‌ها و لذت‌ها را پیدا کند. همچنین اشاره به بی‌خبری صیاد از وضعیت او و تغییر در آواز بلبلان، نمادی از تغییر نگرش و تلاش برای یافتن خوشی در زندگی است. شاعر در نهایت به حال عاقلانه و جنون‌آمیز انسان‌ها اشاره می‌کند و تحولی در نگرش نسبت به زندگی را بیان می‌کند.