نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۸۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان

نیست چیزی غیر بوی گل غذای بلبلان

تا کدامین سنگدل گل چید ازین گلشن که باز

بوی خون می آید امروز از نوای بلبلان

خار در چشم خزان ریزد نسیم جلوه اش

گر نپیچد شاخ گل سر از رضای بلبلان

سخت می ترسم چو برگ لاله گردد داغدار

گوش گل از ناله دردآشنای بلبلان

جذبه ای با ناله عشاق می باشد که گل

می دود از پوست بیرون در هوای بلبلان

چون گل کاغذ بود با تازه رویان بهار

نغمه های خشک مطرب با نوای بلبلان

سبزه خوابیده ای نگذاشت در گلزارها

های هوی می پرستان، های های بلبلان

غنچه مستور را خواهد فتاد از بام طشت

گر چنین بی پرده خواهد شد صدای بلبلان

غنچه نشکفته در گلزار نتوان یافتن

از نسیم نغمه های دلگشای بلبلان

چاک در دیوار گلشن چون قفس خواهد فتاد

گر چنین بالد گل از مدح و ثنای بلبلان

از نوای عندلیبان باغ پر آوازه است

شاخ گل دستی است از بهر دعای بلبلان

خرده گیری نیست کار کیسه پردازان عشق

ورنه گل آماده دارد خونبهای بلبلان

نیست آن بی درد را پروای عاشق، ورنه گل

تا سحر چون شمع می سوزد برای بلبلان

جنگ دارد با محبت خواب، ورنه شاخ گل

کرده است از غنچه سامان متکای بلبلان

می کند قانون عشرت ساز بهر گلستان

نوبهار از مد آواز رسای بلبلان

ناله تنهایی من بی اثر افتاده است

ورنه شاخ گل گذارد سر به پای بلبلان

صائب ایام خزان جوش بهاران می زنند

تا صریر کلک من شد پیشوای بلبلان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی زیان و درد ناشی از شرایط سخت برای بلبلان و گل‌هاست. بلبلان به دلیل سوختن گل‌ها از آتش، تنها بوی گل را می‌شناسند و از صدای ناله‌های دردناک خود می‌گویند. شاعر از سنگدلی کسانی که گل‌ها را می‌چینند و باعث می‌شوند که بوی خون به گوش برسد، شکایت می‌کند. همچنین ترس از اینکه برگ‌ها داغدار شوند و غنچه‌های گل نایاب شوند، احساس می‌شود. در عین حال، عشق و نوای بلبلان را به عنوان منبع نشاط و شادابی در باغ به تصویر می‌کشد. در نهایت، شکایت از تنهایی و بی‌پروایی در عشق و یادآوری فراق و یاد بلبلان به پایان می‌رسد.