نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۳۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن

چشم پوشیدن ز غیر حق، به حق بینا شدن

سر به جیب خود فرو بردن، برآوردن ز عرش

پای در دامن کشیدن، آسمان پیما شدن

سنگ طفلان لوح خاک خویش کردن وقت شام

صبحدم از زیر سنگ کودکان پیدا شدن

با دد و دام جهان مانند مجنون ساختن

صاف با خلق جهان چون سینه صحرا شدن

با دد و دام جهان مانند مجنون ساختن

صاف با خلق جهان چون سینه صحرا شدن

با کمال آشنایی، زیستن بیگانه وار

در میان جمع از همصحبتان تنها شدن

زین بیابان می برم خود را برون چون گردباد

بیش ازین نتوان غبار خاطر صحرا شدن

عاشقان را تا فنا از شادی و غم چاره نیست

سیل را پست و بلندی هست تا دریا شدن

شاهباز طبع ملا بال هر جا وا کند

فکر صائب را علاجی نیست جز عنقا شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف عمیق و پیچیده عشق و تجربه‌های معنوی انسان می‌پردازد. شاعر به توصیف عشق واقعی و عشق‌بازی بدون کلام می‌پردازد، جایی که فرد از دنیا و غیرحق چشم می‌پوشد و به حقیقت و روشنایی می‌رسد. او به سفر درونی اشاره می‌کند که در آن انسان به درک عمیق‌تری از زندگی و جهان می‌رسد. وحدت با طبیعت و دیگران، و همچنین احساس تنهایی در جمع نیز مورد تأکید قرار می‌گیرد. در انتها، اشاره‌ای به سفر روحانی و تلاش برای رهایی از محدودیت‌ها و دستیابی به وجودی بی‌نظیر و آزاد می‌شود. به طور کلی، شعر بیانگر جستجوی انسان برای معنای عمیق‌تر در زندگی و عشق است.