غزل شمارهٔ ۶۰۴۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟
با دهان خشک نتوان از لب کوثر شدن
حاصل نزدیکی سیمین بران دل خوردن است
رشته از گوهر ندارد بهره جز لاغر شدن
گوشه گیری می کند ناقص عیاران را تمام
بی صدف صورت نبندد قطره را گوهر شدن
پیروان از پیشرو دارند پیش رو سپر
سینه می باید به تیغ افشرد در رهبر شدن
پای طاوس از سر طاوس رعنایی نبرد
نخوت آتش نگردد کم به خاکستر شدن
نقد خود را بر امید نسیه باطل کردن است
پش دونان با رخ زرین برای زر شدن
تا کی از اقبال دنیای خسیس افروختن؟
چند چون آتش زهر خاری زبان آور شدن؟
گوشه گیر از مردمان صائب که جز درگاه حق
با قد خم نیست لایق حلقه هر در شدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیمی همچون عشق، انتظار، شناخت و برخورد با زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که در عشق و نزدیکی باید به عمق احساسی رسید و تنها به ظواهر بسنده نکرد. او به انتقاد از کسانی میپردازد که بدون درک واقعی، تنها به دنبال ظاهر و جاذبهها هستند. در نهایت، شاعر به طوری ضمنی تأکید میکند که برای دستیابی به حقیقت و ارزشهای واقعی، باید صبر و تلاش کرد و از خودگذشتگی نشان داد. به طور کلی، شعر دعوتی است به جستجوی عمیقتر و عدم رضایت از سادگی و superficiality در زندگی و روابط انسانی.