نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۵۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا برآورد آن بهشتی روی از بر پیرهن

بر تن سیمین بران شد از عرق تر پیرهن

از عرق زد ماه کنعان غوطه ها در رود نیل

تا ز مستی چاک زد آن سیم پیکر پیرهن

از لطافت معنی نازک نمی آید به چشم

کاش آن سیمین بدن می داشت در بر پیرهن

پرتو مهتاب می سازد کتان را تار و مار

کی شود پوشیده آن سیمین بدن در پیرهن؟

باده گلگون به رنگ خود برآرد شیشه را

زان تن چون برگ گل گردید احمر پیرهن

می شود چون روی ماه مصر از سیلی کبود

گر ز برگ گل کند آن نازپرور پیرهن

هر که را از پوست چون بادام بیرون آورد

عشق شیرین کار می پوشد ز شکر پیرهن

پرده پوش ما سیه رویان حجاب ما بس است

کز بهار خود کند ایجاد، عنبر پیرهن

شور سودا فارغ از فکر لباسم کرده است

از کف خود می کنم چون بحر در بر پیرهن

نیست چون مجمر به عود خام صائب چشم من

تا ز دود دل توان کردن معطر پیرهن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطافت برخی از ویژگی‌های انسانی و حسی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند بهشت، ماه و رود نیل، مفهوم عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد. او به توصیف پوشش و لباس (پیرهن) می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی می‌تواند تحت تأثیر احساسات و حالت‌های درونی قرار بگیرد. همچنین شاعر به کثرت معانی و لطافت‌های موجود در وجود انسان اشاره دارد و می‌گوید عشق می‌تواند به راحتی نمایی از زیبایی را در هر گوشه‌ای نمایان کند. در نهایت، شاعر به حساسیت و تأثیر عشق در زندگی و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند.