نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۶۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خال یا تخم امید عاشق شیداست این؟

زلف یا شیراه جمعیت دلهاست این؟

زلفش از معموره دلها برآورده است گرد

یا بهار بی خزان عنبر ساراست این؟

فتنه روز قیامت در رکابش می رود

رایت حسن بلند اقبال، یا بالاست این؟

گر سر خورشید را بیند به زیر پای خویش

آب در چشمش نمی گردد، چه بی پرواست این؟

نیست ممکن فکر زلفش را برآوردن ز دل

می شود هر روز افزون، ریشه سوداست این

خط که حسن دیگران را می شود فرمان عزل

استمالت نامه آن حسن بی پرواست این

از دمیدن های خط صائب ازو ایمن مشو

جوهر بی رحمی شمشیر استغناست این

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است و از خال یا تخم امید صحبت می‌کند که عاشق شیداست. زلف محبوب به عنوان جاذبه‌ای برای دل‌ها معرفی شده و بهار بی‌خزان توصیف می‌شود. شاعر به فتنه‌های روز قیامت و بلندی مقام محبوب اشاره دارد و بیان می‌کند که انسان در عشق به محبوب چنان بی‌پرواست که حتی خورشید را زیر پا می‌بیند. همچنین سختی‌های جدایی از محبوب و زیبایی منحصربه‌فرد او را مورد تأکید قرار می‌دهد و به عدم توانایی در خارج کردن محبوب از دل اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به قدرت و تأثیر زیبایی محبوب در زندگی اشاره می‌کند و به نفوذ عشق و情 احساسات عمیق می‌پردازد.