نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۷۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش هر ناشسته رویی وا مکن لب بیش ازین

آبروی خود مبر در عرض مطلب بیش ازین

گر شب خود را نمی سازی ز برق آه روز

روز خود را از سیه کاری مکن شب بیش ازین

می شود زلف حواس از باد پیما تار و مار

پوچ گویان را مزن انگشت بر لب بیش ازین

کاهلی خوابیده می سازد ره نزدیک را

خواب آسایش مکن بر پشت مرکب بیش ازین

برنمی آید نفس از واصلان بحر عشق

دعوی عرفان مکن ای نامؤدب بیش ازین

بر چراغان تجلی آستین افشان مشو

شکوه بیجا مکن از سیر کوکب بیش ازین

برگریز ناخن تدبیر شد، دل وا نشد

این گره در کار ما مپسند یارب بیش ازین

کعبه و بتخانه یکسان است صائب پیش سیل

حرف کفر و دین مگو با اهل مشرب بیش ازین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان هشدارهایی درباره رفتارهای ناپسند و پیامدهای آن‌ها می‌پردازد. شاعر از افرادی که با ظاهر ناپاک خود به دیگران آسیب می‌زنند می‌خواهد که بیشتر از این اینکار را ادامه ندهند و آبروی خود را نبرند. او به اهمیت کنترل شب و روز زندگی، و پرهیز از خواب آلودگی و تنبلی اشاره می‌کند. همچنین درباره عشق و عرفان، بر اهمیت صداقت و اجتناب از ادعاهای بی‌اساس تأکید دارد. در نهایت، شاعر به یکسان بودن ارزش‌های کفر و دین در برابر قدرت می‌پردازد و به پرهیز از گفت‌وگوهای بی‌فایده دعوت می‌کند.