نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۸۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر بر زخم کافر نعمتان باشد گران پیکان

زبان شکر گردد زخم ما را در دهان پیکان

دل از دل برگرفتن سخت دشوارست یاران را

به آسانی چسان دل دست بردارد ازان پیکان؟

ز شادی در حریم دلگشای سینه عاشق

به شکر خنده چون سوفان بگشاید دهان پیکان

سر تسلیم چون مردان به جیب خاکساری کش

که دارد از سرافرازی هدف را بر زبان پیکان

به همت می برند از پیش کار خویش اهل دل

گشود از غنچه نشکفته ای صد گلستان پیکان

به هر جانب که رو آرد گشایش در قدم دارد

یکی کرده است تا از راستی دل با زبان پیکان

نشسته است آنچنان در سینه ام پهلوی هم تیرش

که ننشیند به ترکش پهلوی هم آنچنان پیکان

گرانان را کشد منزل به خود پیش از سبکباران

که پیش از بال تیر آید به آغوش نشان پیکان

ز اهل دل مجو زیر فلک آسایش خاطر

دل خود می خورد در خانه تنگ کمان پیکان

ازان دل را نمی سازم هدف پیش خدنگ او

که ترسم آب گردد در دل گرمم روان پیکان

نگردانید دل جا در تن من از گرانخوابی

چه حرف است اینکه در یکجا نمی گیرد مکان پیکان؟

مخور از ساده لوحی روی دست گلشن دنیا

که دارد غنچه اش در روی دل صائب نهان پیکان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به جهان درونی عاشق و دشواری‌های عشق و دل‌باختگی می‌پردازد. شاعر به زخم‌های روحی و احساساتی که بر دل عاشق نشسته اشاره می‌کند و بیان می‌کند که جدایی از عزیزان و دوستان بسیار سخت است. او به تسلیم در برابر عشق، گشایش در زندگی و زیبایی‌هایی که عشق به ارمغان می‌آورد، اشاره دارد. همچنین به چالش‌هایی که دل عاشق با آن‌ها مواجه است و بی‌قراری‌اش در عدم ثبات خاطر می‌پردازد. در نهایت، شاعر نسبت به آسیب‌هایی که از عشق ممکن است به دل برسد، هشدار می‌دهد و به پیچیدگی‌های عاطفی زندگی انسان اشاره می‌کند.