نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۹۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سرشک تلخ را مشک بود صاحب اثر کردن

وگرنه سهل باشد آب شیرین را گهر کردن

پر تیر تو می ریزد به خاک ای شمع بی پروا

ندارد صرفه ای پروانه را بی بال و پر کردن

چنان خود را درین دریای پر شور سبک کردم

که چون کف می توانم کشتی از موج خطر کردن

ستم بر زیر دستان نیست از مردانگی، ورنه

به آهی می توانم چرخ را زیر و زبر کردن

مرا بر دل غباری نیست از خاک فراموشان

که بی مانع در آنجا می توان خاکی به سر کردن

ز جمعیت بود دشوار دل برداشتن، ورنه

چو تیر آسان بود از خانه خاکی سفر کردن

شود همدست با فرهاد چون عشق قوی بازو

تواند دست جرأت بیستون را در کمر کردن

شرر خرج هوا گردید تا شد جلوه گاه صاب

به بال سنگ و آهن تا کجا بتوان سفر کردن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به مضامین عمیق و فلسفی اشاره دارد. شاعر در این اشعار دربارهٔ چالش‌ها و دشواری‌های زندگی صحبت می‌کند و به قدرت عشق و اراده انسانی تأکید می‌کند. او به تصویرسازی‌های زیبایی از حالات روحی و انسانی می‌پردازد، مانند پرچم شدن عشق یا غلبه بر سختی‌ها. همچنین اشاره شده که برای رسیدن به هدف‌ها و تحقق آرزوها، باید بر موانع فائق آمده و با شهامت قدم برداشت. در نهایت، شاعر بر این باور است که با اراده قوی و عشق می‌توان به بالاترین قله‌ها رسید و از زندگی لذت برد.