نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۰۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن

ازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

اگر روی دلی از کارفرما در میان باشد

به ناخن سنگ را آیینه سیما می توان کردن

نگردد لنگر تمکین حریف ناله عاشق

به هویی بیستون را دشت پیما می توان کردن

گریزد لشکر خواب گران از قطره آبی

به یک پیمانه از سر عقل را وا می توان کردن

نگیری گر به مرهم رخنه غمخانه دل را

ازین روزن دو عالم را تماشا می توان کردن

اگر دریوزه همت کنی از شوق بی پروا

سفر در آب و آتش بی محابا می توان کردن

خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما

چه از ما می توان بردن، چه با ما می توان کردن؟

اگر بر دل گذاری همچو کشتی بار مردم را

به آسانی سفر بر روی دریا می توان کردن

اگر چه مزد کار خود نمی دانم دو عالم را

به انصافی مرا از خود تسلی می توان کردن

در آن وادی که من طرح شکار افکنده ام صائب

به دام عنکبوتان صید عنقا می توان کردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این قطعه شعری به توصیف قدرت و توانایی انسان در مواجهه با چالش‌ها و دشواری‌ها می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که با یک قطره خون می‌توان آثار زیادی خلق کرد و اگر محبت و توجهی از سوی محبوب وجود داشته باشد، می‌توان کارهای بزرگ انجام داد. او همچنین به توانایی‌های انسانی در مواجهه با مشکلات و خلق زیبایی‌ها به رغم سختی‌ها اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر با استفاده از تصاویری از سفر و شکار، به قدرت اراده و همت انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که با عزم راسخ، می‌توان هر چیزی را به دست آورد.