نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۱۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن

بساط خرمی و عیش را ناچیده برچیدن

ز روی گلرخان قانع ز گل چیدن به دیدن شو

که گردد خارخار حرص بیش از بیشتر چیدن

اگر از دردمندی ها شوی باریک، بی زحمت

گل بی خار چون رگ می توان از نیشتر چیدن

زمین گیر وطن قدر سبکباری نمی داند

ز بی برگ و نوایی می توان گل در سفر چیدن

چه خونها می کند در دل خس و خار علایق را

ز گلزار جهان دامان خود چون سرو برچیدن

مکش با گریه مستانه در پرداز دل زحمت

که بیکارست خار و خس ز راه سیل برچیدن

مجو صبر از دل دیوانه در هنگامه طفلان

که تلخی دیده دست و پا کند گم در ثمر چیدن

ز حیرانی مسخر کرد شبنم گلعذاران را

به دست بسته اینجا می توان گل بیشتر چیدن

ز غفلت پهن کردم در ره سیل فنا صائب

بساطی را که می بایست ناافکنده بر چیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی‌های گل و بوستان سخن می‌گوید و به موضوعاتی مانند عدم مروت در چیدن گل‌ها قبل از سپیده‌دم، اهمیت لذت بردن از زندگی، و تأمل در سختی‌ها و دردها اشاره می‌کند. او می‌گوید که بهتر است به جای جمع‌آوری بیش از حد گل‌ها، از زیبایی آن‌ها لذت ببریم و به تجربه زندگی توجه کنیم. همچنین، شاعر به علاقه‌ها و تعلقات انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌توان به راحتی از مشکلات و دردها فرار کرد. نهایتاً، او می‌گوید که با وجود همه چالش‌ها، زندگی هنوز هم فرصتی برای لذت بردن و چیدن گل‌های بیشتری به ما می‌دهد.