نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۲۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن

پر و بال هما را در هوای استخوان مشکن

فلک در زیر پای توست چون از خود برون آیی

برای این ره نزدیک دامن بر میان مشکن

به یوسف می توان بخشید جرم کاروانی را

خدا را در میان بین، خاطر خلق جهان مشکن

به بال توست در این خاکدان چون تیر پروازم

به جرم کجروی بال من ای ابرو کمان مشکن

غرور حسن ای مجنون شراکت برنمی تابد

خمار چشم لیلی را به چشم آهوان مشکن

شکست بی گناهان سنگ را در ناله می آرد

دل چون شیشه ما را به سنگ امتحان مشکن

حریف کاسه زهر پشیمانی نخواهد شد

به حرف دشمنان زنهار قلب دوستان مشکن

به کار چشم زخم باغ می آید وجود من

به جرم بی بری شاخ مرا ای باغبان مشکن

به گوش جان نگه دار این نصیحت را ز من صائب

اگر خواهی که قدرت نشکند نان خسان مشکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به هشدار و نکات عمیق در زندگی اشاره دارد. شاعر با بیانی شاعرانه به مسائلی چون عشق، درد و شکست می‌پردازد و توصیه می‌کند که در روابط و احساسات خود محتاط باشیم. او تاکید می‌کند که نباید به سادگی دل دیگران را بشکنیم یا خود را در معرض آسیب قرار دهیم. این شعر به خوبی نشان‌دهنده دقت نظر و احساسات عمیق انسانی است و از خواننده می‌خواهد تا از آسیب زدن به دیگران و همچنین خودداری از آسیب به دل خود پرهیز کند.