نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۲۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز سینه غم به می ناب می توان چیدن

گل نشاط ازین آب می توان چیدن

(چراغ عیش به می زنده می توان کردن

گل از شکوفه مهتاب می توان چیدن)

به یک ترشح ساغر، ز چهره ساقی

هزار لاله سیراب می توان چیدن

فروغ روی تو حیرت اگر به طرح دهد

به روی آینه سیماب می توان چیدن

درین ستمکده صائب به غیر داغ نفاق

چه گل ز صحبت احباب می توان چیدن؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و خوشی‌های زندگی با بهره‌گیری از می‌ (شراب) و زیبایی‌های طبیعت می‌پردازد. او با اشاره به چگونگی برداشت گل شادی از دل غم، به اهمیت لذت‌ها و خوشی‌ها در زندگی اشاره می‌کند. همچنین، از زیبایی چهره محبوب و تاثیر آن بر روی آینه صحبت می‌کند و به چالش‌های دوستی و نفاق نیز اشاره نموده و می‌گوید که در چنین شرایطی نمی‌توان از دوستی‌ها و صحبت‌های دلنشین بهره‌مند شد. شاعر نهایتاً به خوشی‌های زندگی و زیبایی‌ها تأکید می‌کند، حتی در دل مشکلات.