نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۷۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن

کآیینه شکسته چراغان شود ز حسن

گر تن دهد به کاوش مژگان اسیر عشق

هر رخنه ای ز دل لب خندان شود ز حسن

هر سینه ای که هست در او خارخار عشق

بی منت بهار، گلستان شود ز حسن

شورابه سرشک اسیران تلخکام

شیرین چو آب چشمه حیوان شود ز حسن

سنگ ملامتی که به خونین دلان رسد

سیرابتر ز لعل بدخشان شود ز حسن

هر آه سرد کز دل عشاق سر کشد

سرسبز همچو سرو خرامان شود ز حسن

بخت سیاه من چه عجب سبز اگر شود

جایی که آه، سنبل و ریحان شود ز حسن

صائب بهشت نقد که جویای اوست خلق

مخصوص دیده ای است که حیران شود ز حسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و قدرت عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که عشق می‌تواند دل‌ها را شاد کند و زیبایی‌ها را در زندگی به وجود آورد. هنگامی که دل به محبت بسپارد، حتی دردها و آلام نیز می‌توانند به زیبایی تبدیل شوند. عشق، مانند بهار، می‌تواند زندگی را شکوفا کند و دل‌ها را شاداب کند. شاعر همچنین به اهمیت تماشای زیبایی‌های عشق و تأثیر آن بر روح و جان انسان‌ها اشاره می‌کند، و تأکید می‌کند که درکی عمیق از عشق می‌تواند انسان را به بهشت برساند.