غزل شمارهٔ ۶۴۱۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
در روز اگر ستاره ندیدی بیا ببین
با غیر التفات نماید به رغم من
در مدعی نظر کن و در مدعا ببین
بیمار را چو پرسش بیمار رسم نیست
گاهی به چشم خویشتن از چشم ما ببین
تا کی توان به مردم بیگانه شد طرف؟
گاهی به سهو هم طرف آشنا ببین
با قامت تو سرو به دعوی برآمده است
ترکیب را نظر کن و اندام را ببین!
صائب حریف آه ندامت نمی شوی
در ابتدا به عاقبت کارها ببین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند خال افشان بر چهره معشوق و مقایسه او با ستارهها، زیباییاش را ستایش میکند. او به احساسات خود اشاره میکند و به مخاطب توصیه میکند که به جزئیات نگاه کند و درک عمیقتری از اوضاع پیدا کند. همچنین شاعر به این نکته اشاره میکند که نباید از روی بیتوجهی به دیگران، وجود و احساسات عزیزان را نادیده گرفت. در نهایت، او به عواقب کارها اشاره میکند و از اهمیت دیدن واقعیت در هر شرایطی میگوید.