نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن

زنهار ازین دزد کمربسته حذر کن

در رشته بی طاقت جان تاب نمانده است

شیرازه اوراق دل آن موی کمر کن

دزدان دل شب دست به تاراج برآرند

در دور خط از خال رخ یار حذر کن

از دامن خواهش بفشان گرد تعلق

چون موج میان باز به دریای خطر کن

تا افسر شاهان جهان تخت تو گردد

از بحر به یک قطره قناعت چو گهر کن

در قبضه خاک آن گهر پاک نگنجد

گر عارفی از کعبه و بتخانه گذر کن

کمتر نتوان بود درین باغ ز شبنم

صائب سری از روزن خورشید بدر کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی با تصاویر زیبایی از طبیعت و احساسات انسانی است. شاعر به زیبایی ابروی محبوب اشاره کرده و از خطرات عشق هشدار می‌دهد. او می‌گوید که در روابط عاطفی، باید مراقب بود و از وابستگی‌های زیاد پرهیز کرد. همچنین، شاعر به اهمیت زندگی و لذت‌های ساده و دوری از جاذبه‌های فریبنده اشاره می‌کند و از دلخوشی‌های کوچک و قناعت سخن می‌گوید. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که در زندگی، باید از زیبایی‌ها بهره‌برد و به تلاش برای دستیابی به هدف‌های بزرگ ادامه داد.