نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟

بردار لب از ساغر و خون در دل می کن

بر کشتی می نامه نی باد مرادست

ای مطرب کوتاه نفس، باد به نی کن

تا چند پی کبک به کهسار برآیی؟

در پای خم امروز شکار بط می کن

تا روی کند عیش و طرب، پشت به خم ده

تا پشت کند محنت و غم، روی به می کن

هان خضر، تو آب در میخانه بیفشان

هان ای دم عیسی، تو هواداری نی کن

یک جرعه بر این خاک سیه کاسه بیفشان

قارونکده خاک پر از حاتم طی کن

سنگ کف طفلان حشم زنگ برآورد

بی درد، ز صحرای جنن روی به حی کن

صائب همه کس گوش به فریاد تو دارد

یک ناله جانسوز درین بزم چو نی کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت به شادی، لذت از زندگی و دوری از غم و اندوه می‌پردازد. شاعر از جان و دل می‌خواهد برای لحظه‌ای هم که شده، از شراب و نی لذت ببرد و غم‌ها را فراموش کند. او تأکید می‌کند که باید از فرصت‌ها بهره برد و به دنبال شادی و طرب بود، به جای اینکه همواره به مشکلات و دردها فکر کنیم. در انتها، شاعر اشاره می‌کند که صدای دلنشین نی می‌تواند روح را تسکین دهد و همه را به توجه به زیبایی‌های زندگی دعوت می‌کند.