غزل شمارهٔ ۶۴۵۱ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او
هر دو عالم در رکاب توسن چالاک او
تا که را از خاک برگیرد، که را در خون کشد
ناوک مشکل پسند غمزه بی باک او
کشته پیکان او را شستشو در کار نیست
می تراود چشمه کوثر ز شست پاک او
کیست در روی زمین با او تواند دست کوفت؟
کآسمان با این زبردستی بود در خاک او
جوهر غیرت بر او ختم است از صاحبدلان
می گریزد برق عالمسوز از خاشاک او
چون پر پروانه سوزد پرده افلاک را
چون برافروزد ز می رخسار آتشناک او
صائب از نخجیرگاه او به ناکامی بساز
نیست هر صید زبون شایسته فتراک او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق بهعنوان یک نیروی قوی و تسخیرکننده توصیف شده است. عشق مانند صیادی است که در جستجوی شکار خود میباشد و تمامی عالم در خدمت اوست. شاعر به قدرت و زیبایی عشق اشاره میکند که میتواند کسانی را از خاک بلند کند یا به کام مرگ بکشاند. عشق چنان تأثیرگذار است که هیچکس نمیتواند با آن مقابله کند و هر کس که با آن مواجه شود، در برابر عظمت آن کوچک است. همچنین، عشق بهگونهای توصیف میشود که از خود روشنایی و زندگی میتابد و میتواند پردههای آسمان را بسوزاند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که نه هر صید بیارزش، شایستهٔ فتراک عشق است، بلکه تنها کسانی که لایق هستند، میتوانند به آن دستیابند.