نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۶۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو

چون تماشایی نظر بردارد از گلزار تو؟

دل نگردد چون خراب از جلوه مستانه ات؟

نقش پا رطل گران می گردد از رفتار تو

هر که یک پهلو فتد، با او طرف گشتن خطاست

برنمی آید کسی با تیغ بی زنهار تو

چون دهم از شکوه دردسر ترا، کز نازکی

گل گرانی می کند بر گوشه دستار تو

می شود باریک سرو از رخنه دیوار باغ

چون به سیر گلشن آید سرو خوش رفتار تو

گر نباشد بر دلت مرگ پرستاران گران

می توان مرد از برای نرگس بیمار تو

مستی حسن ترا پیمانه ای در کار نیست

دیدن آیینه باشد ساغر سرشار تو

خنده گل در گلوی غنچه می گردد گره

چون به شکرخنده آید لعل گوهربار تو

از عرق تر می کند هر روز چندین پیرهن

ماه کنعان از حجاب گرمی بازار تو

سیر چون بیند ترا عاشق، که از لغزندگی

دست و پا گم می کند نظاره از رخسار تو

چون نسازد خانه تنگ صدف را سینه چاک؟

بحر تنگی می کند بر گوهر شهوار تو

گر ز آب زندگی لب تر نسازد دور نیست

هر که را دل زنده گردد صائب از گفتار تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و اثرات عمیق وجود او بر دل و جان عاشق را توصیف می‌کند. احساسات عاشقانه و جذابیت معشوق به قدری قوی است که دل هر بیننده‌ای را می‌رباید و به او حس مستی و شور می‌بخشد. هرچقدر هم که عشق عمیق و خالص باشد، معشوق به دلیل زیبایی و دلربایی‌اش می‌تواند باعث درد و سبک‌دلی عاشق شود. شاعر به جلوه‌های خاص معشوق نظیر نگاه ناز، لبخند و رفتار نرم او اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این ویژگی‌ها در زندگی عاشق تأثیرات عمیقی می‌گذارند. به طور کلی، شعر توصیفی عاشقانه و پر از احساس است که زیبایی و قدرت عشق را به تصویر می‌کشد.