نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵۹۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرو من طرح نو انداخته‌ای یعنی چه؟

جامه را فاخته‌ای ساخته‌ای یعنی چه؟

تو که از شرم به مشاطه نمی‌پردازی

یک جهان آینه پرداخته‌ای یعنی چه؟

تو که در خانه ز شوخی ننشینی هرگز

خانه در ملک کسان ساخته‌ای یعنی چه؟

شیر در بیشه خشم تو جگر می‌بازد

رنگ چون بی‌جگران باخته‌ای یعنی چه؟

عالمی زیر و زبر کردی و از پرکاری

علم زلف نگون ساخته‌ای یعنی چه؟

تشنه خون منی همچو صراحی در دل

دست در گردنم انداخته‌ای یعنی چه؟

تیر بر سینه اهل نظر انداخته‌ای

بعد از آن سینه سپر ساخته‌ای یعنی چه؟

گرد پاپوش نیفشانده به صحرای وطن

باز طرح سفر انداخته‌ای یعنی چه؟

شرمی از حافظ شیراز نداری صائب؟

این چنین تیغ زبان آخته‌ای یعنی چه؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی با سوالاتی از محبوب یا معشوق آغاز می‌شود که در آن شاعر از او می‌پرسد که معنای برخی رفتارها و ویژگی‌ها چیست. به طور کلی، شاعر از معشوق می‌خواهد توضیح دهد که چرا تغییراتی در خودش و در روابطش ایجاد کرده است. او به ویژگی‌های ظاهری مانند لباس و زیبایی اشاره می‌کند و از شرم و خجالت معشوق سخن می‌گوید که نمی‌تواند به مشاطه (آرایش) بپردازد. همچنین، شاعر از عمق احساسات و آثار رفتارهای معشوق در جامعه و در دل خودش می‌گوید و به نوعی او را به چالش می‌کشد که هر عملش چه معنایی دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به حافظ، از عشق و شکستن دل‌ها نیز یاد می‌کند و نقدی به شیوه بیان و رفتارهای معشوق دارد.