غزل شمارهٔ ۶۶۱۵ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لاله است این که از جگر خاک سرزده؟
یا لیلی است سر ز سیه خانه برزده
عنبر به جام باده گلگون فکنده اند؟
یا بخت ماست غوطه به خون جگر زده
در چادر شکوفه نهفته است برگ سبز؟
یا طوطی است غوطه به تنگ شکر زده
از اشتیاق روی تو ای نوبهار حسن
دستی است شاخ گل که گلستان به سرزده
چون وا نمی کند گره از دل، چه حاصل است
زان دستها که سرو به طرف کمر زده؟
صائب چو زخم سینه گل بخیه گیر نیست
زخمی که روزگار مرا بر جگر زده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت طبیعی و انسانی اشاره دارد. او با استفاده از تصاویر زنده و استعارهها، به احساسات و اشتیاق خود نسبت به محبوبش میپردازد. شاعر از لاله و لیلی به عنوان نماد زیبایی یاد میکند و به بخت نامساعد خود که درد و رنجی به او تحمیل کرده اشاره میکند. همچنین، با استفاده از تصاویری چون شکوفه، شاخ گل و طوطی، حس دوست داشتن و عشق را بیان میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که مشکلات و زخمهای روزگار نمیتوانند زیبایی و عشق او را تحت تأثیر قرار دهند.