غزل شمارهٔ ۶۶۴۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله
دارد نشان داغی، هر عضو من چو لاله
با تیره روزگاران ماتم چه کار سازد؟
سرمه چه رنگ دارد بر دیده غزاله؟
جز خون دل نصیبی از خوان قسمتم نیست
چون لاله دفتر داغ تا شد به من حواله
صحبت ز پرتو او رنگ نشاط دارد
بی پان می مبادا هرگز لب پیاله
در دست آه من نیست بر گرد او نگشتن
بی اختیار گردد بر گرد ماه هاله
کیفیت است مطلب از عمر، نه درازی
خضر و حیات جاوید، ما و می دو ساله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساس عمیق درد و غم را توصیف میکند. او بیان میکند که هر بخش از وجودش نشانهای از داغ و ماتم دارد و درد او به شدت عمیق و غیرقابل تحمل است. او همچنین اشاره میکند که خوشی و نشاط زندگی تنها به خاطر محبت معشوق هست و در غیاب او هیچ لذتی وجود ندارد. در نهایت، شاعر به گذر عمر و ناپایداری زندگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که زندگی و حیات جاودانه تنها در نزدیکی عشق و دوری از غم و اندوه ممکن است.