غزل شمارهٔ ۶۶۹۲ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تابش برق و حیات مختصر باشد یکی
جلوه آغاز و انجام شرر باشد یکی
تلخی و شیرینی عالم به هم آمیخته است
نوش و نیش این جهان مختصر باشد یکی
در قناعت می شود هر ناگواری خوشگوار
خاک پیش مور قانع با شکر باشد یکی
دولت بیدار کوته دیدگان روزگار
با گرانخوابی به میزان نظر باشد یکی
خاکیان بی بصیرت بر زمین چسبیده اند
پیش طفلان مهره گل با گهر باشد یکی
با توکل فکر زاد راه کافر نعمتی است
توشه و زنار ما را بر کمر باشد یکی
هر چه از اندازه بیرون رفت دل را می گزد
خون فاسد در بدن با نیشتر باشد یکی
از گرانباری است کشتی را ز هر موجی خطر
ورنه بر کف ساحل و موج خطر باشد یکی
نیست از نازک خیالی قسمتم جز پیچ و تاب
رشته جان من و موی کمر باشد یکی
آخرت را جمع نتوان کرد با دنیای دون
خوشه را نشنیده ای صائب که سر باشد یکی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تضادهای زندگی میپردازد و نکاتی از قبیل گذرا بودن حیات، تلخی و شیرینی عالم، اهمیت قناعت و بصیرت در زندگی را مطرح میکند. شاعر بیان میکند که در دنیای مادیات باید به قناعت تمرین کرد تا سختیها آسانتر شوند. همچنین به مشکلات و محدودیتهای بینش انسانها اشاره میکند و ارتباط میان دنیای مادی و آخرت را به چالش میکشد، به این نتیجه میرسد که نمیتوان همزمان به هر دو پرداخت و بر انتخابهای الهامبخش تأکید میکند. شاعر با بیان روابط و تضادها در زندگی، غنای تجربیات بشری را به تصویر میکشد.