نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۰۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جلوه برقی است نور آفتاب زندگی

گردش چشمی است دوران حباب زندگی

از وجود ما گل آلودست این آب زلال

ورنه دردی نیست در جام شراب زندگی

جلوه صبح نشاطش خنده واری بیش نیست

دل منه بر باده پا در رکاب زندگی

جز پشیمانی ندارد حاصلی عمر دراز

آه افسوسی است هر سطر از کتاب زندگی

عمر جاویدان اگر دل را نمی سازد سیاه

در سیاهی از چه پنهان است آب زندگی؟

هر نفس فردی به خاک افتد ز اوراق حواس

چون به زردی رو گذارد آفتاب زندگی

هر چه باشد نیستی در پی ندارد بیم مرگ

بر نفس پیوسته لرزد کامیاب زندگی

خاک و باد و آب و آتش را به یکدیگر گذار

درگذر از عالم پرانقلاب زندگی

سایه ارباب دولت شمع راه ظلمت است

خضر از اقبال سکندر یافت آب زندگی

خاک صحرای عدم را می شمارد توتیا

قطره زد هر کس دو روزی در رکاب زندگی

از قد خم گشته پیران ندارد هیچ شرم

از سر پل می رود پیوسته آب زندگی

گر درین عالم نبودی موج اشک و مد آه

آیه رحمت نبودی در کتاب زندگی

بر گرانخوابان بود کوتاه شبهای دراز

طول شب را چشم بیدارست آب زندگی

من شدم دلگیر صائب زین حیات پنج روز

خضر چون آورد تا امروز تاب زندگی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی جنبه‌های مختلف زندگی و تجربیات انسانی می‌پردازد. شاعر زندگی را به‌عنوان یک جلوه از نور خورشید و حبابی در حال گردش توصیف می‌کند که تلخی‌ها و لذت‌ها را در خود دارد. او به شکلی انتقادی به عمر طولانی اشاره می‌کند که بدون استفاده صحیح، فقط به پشیمانی و حسرت منجر می‌شود. زندگی را پر از تضادها و ناپایداری‌ها می‌بیند، و در عین حال به زیبایی‌های آن نیز اشاره می‌کند. شاعر از ناپایداری اشک و شادی در زندگی صحبت می‌کند، و به این نتیجه می‌رسد که زندگی با همه دشواری‌ها و زودگذری‌اش، باز هم تجربه‌ای ارزشمند است.