نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی

عنان خود به هر موجی مده تا ناخدا گردی

خس و خاشاک ساحل این سخن با موج می گوید

که در دریا برون آیی اگر بی دست و پا گردی

درین وادی که هر سو چون خضر آواره ای دارد

نمی گردی بیابان مرگ اگر از خود جدا گردی

به قدر آشنایان از سخن بیگانگی داری

در بیگانگی زن تا به معنی آشنا گردی

به ترک آرزو بر آرزو دل دست می یابد

برآید مدعاهایت اگر بی مدعا گردی

به دنبال هوای دل ز غفلت می روی، اما

به جان خواهی رسیدن زین سفر روزی که واگردی

درین درگاه سعی هیچ کس ضایع نمی ماند

به قدر آنچه فرمان می بری فرمانروا گردی

تجلی تیغ بازی می کند در هر سر سنگی

به گرد طور تا کی در تمنای لقا گردی؟

مسمای کسی خوب است با اسمش یکی باشد

تو با این نام، صائب تا به کی گرد خطا گردی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی هشدار می‌دهد که انسان باید از آرزوهای دور و بی‌پایه بپرهیزد و در جستجوی حقیقت و معرفت باشد. شاعر به ما می‌گوید که نباید در زندگی بی‌هدف و سرگردان باشیم و باید تلاش کنیم تا به درک و آگاهی برسیم. همچنین اشاره می‌کند که اگر از وابستگی‌های دنیوی دست بکشیم و رها شویم، به حقیقت و مقصد نهایی خود نزدیک‌تر خواهیم شد. این شعر تأکید دارد بر اهمیت خودآگاهی و شناخت دقیق خود در مسیر زندگی.