نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۴۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟

همان بهتر که خرج این جهان مختصر گردی

به محض گفت نتوانی ز ارباب بصیرت شد

ز دنیا تا نپوشی چشم کی صاحب بصر گردی؟

قدم بیرون منه از پیروی گر عافیت خواهی

که در دنبال داری صد بلا گر راهبر داری

شود از چرب نرمی اژدها مار رگ گردن

همان بهتر که با این سخت رویان نیشتر گردی

ترا از آتش دوزخ کند فردا سپرداری

گر از دست حمایت ناتوانان را سپر گردی

چو هست از سفره قسمت ترانان جوین صائب

چرا چون مهر تابان گرد عالم دربدر گردی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به نقد جهانی می‌پردازد که انسان‌ها بدون آگاهی از خود در آن به زندگی مشغول‌اند. او به انسان‌ها توصیه می‌کند که از دنبال کردن دنیا و جاه‌طلبی دست بردارند و به عواقب کارهای خود بیندیشند. همچنین هشدار می‌دهد که اگر در پی راحتی و آسایش واقعی هستند، نباید از رهبری درست فاصله بگیرند. شاعر به انسان‌ها یادآوری می‌کند که دروغ و فریب می‌تواند آن‌ها را به خطر بیندازد و در نهایت سرنوشت آن‌ها را به آتش دوزخ سوق بدهد. او در نهایت انسان‌ها را دعوت می‌کند تا از قسمت خود راضی باشند و مانند خورشید درخشان به زندگی افراد دیگر کمک کنند، به جای اینکه فقط به فکر خود باشند.