نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۵۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری

بت خود می کنی سنگی اگر از راه برداری

دو روزی نیست افزون عمر ایام برومندی

مشو غافل ز حال تلخکامان تا ثمر داری

ز ریزش کشتی اسباب خود را کن گران لنگر

درین دریا اگر اندیشه از موج خطر داری

به ظاهر گرچه بالین کرده ای چون خم ز خشت، اما

هزاران فتنه خوابیده پنهان زیر سر داری

ز عیب پیش پا افتاده خود نیستی واقف

که چون طاوس از غفلت نظر بر بال و پر داری

ز طوق بندگی راه نفس شد تنگ بر قمری

تو چون سرو از رعونت دست خود را بر کمر داری

به بیداری سرآور روزگار زندگانی را

به زیر خاک اگر خواب فراغت در نظر داری

دل مردم به ظاهر می بری از نوشخند، اما

چو گل از خار چندین نیشتر زیر سپر داری

ز آب زندگی ظلمت بود رزقت چو اسکندر

ز خودبینی تو تا آیینه در پیش نظر داری

نه ای یک مشت گل افزون و از اندیشه روزی

دل پررخنه ای چون سبحه از صد رهگذر داری

به جان بی نفس جان می توان بردن ازین وادی

نه ای از پاکبازان ناله ای تا در جگر داری

ز سیر سرسری چون موج خار و خس به دست آید

ز سر پاکن چو غواصان اگر میل گهرداری

مدار از دامن دل دست اگر از کعبه جویانی

که در دنبال چندین رهزن و یک راهبر داری

مبر با خود به زیر خاک این مار سیه صائب

همین جا نامه خود را بشو تا چشم تر داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت نیکی و آگاهی از حال دیگران اشاره می‌کند. او می‌گوید که زندگی کوتاه است و نباید از درد و رنج دیگران غافل بود. همچنین، به خطرات و فتنه‌هایی که در زیر ظاهر آرام زندگی وجود دارد، هشدار می‌دهد. شاعر انتقاد می‌کند از خودبینی و عدم شناخت انسان‌ها نسبت به نقص‌های خود و می‌گوید که باید بیدار و هوشیار بود. او در ادامه به دلبستگی به دنیا و لذت‌های آن اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه در ظاهر ممکن است آرامش داشته باشیم، اما در درون با مشکلات و دغدغه‌ها مواجه هستیم. در انتها، او تأکید می‌کند که باید از این بارهای سنگین و نادرست خود را رها کنیم و در این دنیا با دانایی و مروت زندگی کنیم. به طور کلی، شاعر مردم را به خودآگاهی و بیداری دعوت می‌کند تا از زندگی بهتر و معنادارتری برخوردار شوند.